قسمت نود و شش آپارتمان بیگناهان
سریال آپارتمان بیگناهان قسمت نود و شش 96Apartemane Bi Gonahan Serial Part ۹۶
آپارتمان بی گناهان ۳۱-۲
هان وقتی این را می شنود، دستانش را روی شانه اسد می گذارد و با جدیت می گوید: «تا وقتی من زنده م همچین اتفاقی نخواهد افتاد. الان نشونت میدم چرا! » و به اتاق گلبن می رود و عروسک مورد علاقه ی او فیلیز را برمیدارد و نشان اسد می دهد و می گوید: «اون گلبنی که فکر میکنی بالغه و میخوای خوشحالش کنی، هرشب اینو بغل میکنه و میخوابه. از اینا چهل و چهارتا دیگه هم داره. وقتی فیلیز گم شد از خواب و خوراک افتاده بود. مجبور شدم کل استانبول رو بگردم تا بتونم یکی عین اونو براش بیارم.
"الان نشونت میدم چرا! » و به اتاق گلبن می رود و عروسک مورد علاقه ی او فیلیز را برمیدارد و نشان اسد می دهد و می گوید: «اون گلبنی که فکر میکنی بالغه و میخوای خوشحالش کنی، هرشب اینو بغل میکنه و میخوابه"میدونی اولین بار بعد از سالها اون موقع بود که از خوشحالی بغلم کرد! به نظر تو اینا رفتار یه زن بالغ بالای سی سال هست؟ » اسد با ناراحتی می گوید: «میفهمم چی میگی هان... » گلبن حرف های هان را می شنود و بی صدا گریه می کند... وقتی هان وارد خانه می شود، گلبن با ناراحتی و دلخوری می گوید: «الان خوشحالی؟ » و با عصبانیت عروسک هایش را جمع می کند و در حالی که صفیه و هان سعی می کنند مانعش بشوند، آنها را از راه پله ها پایین می اندازد و رو به هان می گوید: «تموم شد. منو بزرگ کردی. الان خوشحالی؟ الان ارزش دوست داشته شدن رو دارم؟ اصلا تا حالا پرسیدی چرا من با عروسکام حرف میزنم و میخوابم؟ چون فقط اونا بودن که عشق من به اسدو مسخره نکردن.
ولی یه روز میبینی که من به جای اونا، بچه هامو بغلم میگیرم و میخوابم. اسد رو بغلم میگیرم و میخوابم. اون موقع واسه تو خیلی ناراحت میشم میدونی چرا؟ چون هیچکسیو نداری که دوستت داشته باشه. چون اون قلب کوچیک تو رو هیشکی نمیتونه دوست داشته باشه. » و با گریه به اتاقش برمیگردد.
هان در حالی که اشک هایش را پاک می کند از خانه بیرون می رود که متوجه می شود سوئیچ ماشینش را هم نیاورده و با عصبانیت سرش را بین دستانش می گیرد که اسد از راه می رسد تا آرامش کند.
"میدونی اولین بار بعد از سالها اون موقع بود که از خوشحالی بغلم کرد! به نظر تو اینا رفتار یه زن بالغ بالای سی سال هست؟ » اسد با ناراحتی می گوید: «میفهمم چی میگی هان.."
بایرام تمام عروسک های گلبن را با عشق جمع می کند و به خانه ی خودش می برد. در خانه او به مادرش زنگ میزند و می گوید: «مامان به زودی خواستگاری گلبن هم میریم اما میدونی که باباش مریضه بذار خوب شه بعد... » و به عکسی که از گلبن دارد و روی یخچالش چسبانده با لبخند خیره می شود.
هان کنار اسد می نشیند و با ناراحتی می گوید: «من ادم حال بهم زنی هستم اسد؟ مشکل تو نیستی. حتی گلبن هم نیست.
مشکل منم... دیدی به همه میگم دنیا خیلی زشته؟ اونی که زشته منم. چشمامه. اون دل و عقل پوسیده مه.... » اسد سعی می کند او را آرام کند و از هان می خواهد با او صحبت کند تا حالش بهتر بشود.
"الان خوشحالی؟ الان ارزش دوست داشته شدن رو دارم؟ اصلا تا حالا پرسیدی چرا من با عروسکام حرف میزنم و میخوابم؟ چون فقط اونا بودن که عشق من به اسدو مسخره نکردن"هان با ناراحتی می گوید: «اسد من کار خیلی بدی کردم... »
غمزه در مدرسه کنار نریمان می نشیند و می گوید: «یادته بهم گفتی اگه عاشقت نیست و تو هم بهش حسی نداری؟ ولی نریمان من هنوز نتونستم اگه رو از قلبم بیرون کنم. به نظرت چیکار میتونم کنم تا دوباره به دستش بیارم؟ » نریمان با ناراحتی نگاهی به اگه و نگاهی به او می اندازد و سکوت می کند.
گلبن به دیدن اسرا می رود. اسرا با دیدن او تعجب می کند اما خوشحال می شود.
اسرا دستش یک دسته گل دارد که گلبن می پرسد: «کدومشون برات خریده؟ تو دختری هستی که همه عاشقت میشن... خیلی خوش شانسی. » اسرا لبخند تلخی میزند و می گوید: «هیشکی نخریده. تا حالا هیچ پسری واسه من گل نخریده گلبن. اینارو من برای خودم خریدم.
"اون موقع واسه تو خیلی ناراحت میشم میدونی چرا؟ چون هیچکسیو نداری که دوستت داشته باشه"» گلبن جا می خورد. بعد تمام جرئتش را جمع می کند و می گوید: «اسرا من میخوام مثل تو بشم. یه زن نه یه دختر بچه. »
قسمت بعدی - سریال آپارتمان بیگناهان قسمت نود و هفت ۹۷ قسمت قبلی - سریال آپارتمان بیگناهان قسمت نود و پنج ۹۵ Next Episode - Apartemane Bi Gonahan Serial Part ۹۷ Previous Episode - Apartemane Bi Gonahan Serial Part ۹۵اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
